چرا هواپیماها نمیتوانند پشت سر هم بنشینند
دو هواپیما که هر دو در حال فرود روی یک باند هستند، هیچوقت پشت سر هم، با فاصلهٔ چند ثانیه، نمینشینند — حتی وقتی آسمان کاملاً باز است. دلیلش برخورد نیست؛ چیزی است که هواپیمای اول پشت سرش جا میگذارد و هوا را، برای چند دقیقه، برای هواپیمای بعدی خطرناک میکند.
چیزی که بال میسازد و باید از بین برود
بال در حال پرواز هوا را زیر خودش فشرده و رویش را رقیق میکند تا هواپیما را بالا نگه دارد. در نوک هر بال، این دو هوا به هم میرسند و به شکل یک گرداب افقی و نامرئی میچرخند — دقیقاً مثل گردابی که پارو در آب میسازد. هرچه هواپیما سنگینتر و کندتر باشد، این گرداب قویتر است، چون بال باید هوای بیشتری را فشردهتر جابهجا کند تا همان وزن بیشتر را نگه دارد. یک هواپیمای پهنپیکر و سنگین در حال فرود — که هم آهسته پرواز میکند و هم وزن زیادی دارد — گردابی میسازد که چند دقیقه، حتی در هوای آرام، همانجا میماند و بهآرامی پایین و به کنارهها میرود.
چرا این برای هواپیمای بعدی خطرناک است
هواپیمایی که وارد این گرداب شود، یک لحظه دو بالش فشارهای نامتقارن حس میکنند — انگار یک باد ناگهانی زیر یک بال و باد مخالف زیر بال دیگر میوزد. برای هواپیمایی هموزن یا سنگینتر، این فقط یک تکان کوتاه است. برای هواپیمای کوچکتر و سبکتر — یک ایرباس A320 پشت یک A380، مثلاً — همان تکان میتواند کنترل لحظهای هواپیما را سخت کند، درست در نزدیکترین لحظه به زمین، جایی که ارتفاع برای جبران کم است. به همین دلیل کنترل ترافیک هوایی بین فرود یک هواپیمای سنگین و هواپیمای سبکتر پشت سرش، فاصلهٔ زمانی یا مکانی بیشتری میگذارد تا آن گرداب فرصت فروکشکردن پیدا کند.
اثرش روی ظرفیت باند
باند فرودگاه در هر ساعت جای تعداد مشخصی فرود دارد، و این فاصلهٔ اضافه مستقیم از همان جا کم میشود: هرچه ترکیب پروازهای یک فرودگاه سنگینتر باشد — بیشتر پهنپیکر، کمتر باریکپیکر — کنترلر باید بین فرودهای متوالی فاصلهٔ بیشتری بگذارد، و همان باند در همان ساعت فرود کمتری جا میدهد. این یکی از دلایلی است که فرودگاههای هاب شرکتهای پهنپیکر، با وجود باندهای زیاد، گاهی کندتر از فرودگاهی با ترکیب سبکتر پروازها جواب میدهند.