اقتصاد شکنندهٔ صنعت هواپیمایی و ورشکستگی‌ها

Airline Bankruptcy

تاریخ و صنعت

صنعت هواپیمایی مسافربری، با وجود گردش مالی عظیم، تاریخی از حاشیهٔ سود نازک و ورشکستگی‌های مکرر دارد؛ هزینهٔ ثابت بالا و حساسیت شدید تقاضا به شوک‌های اقتصادی و بحران‌های جهانی، آن را از صنایع دیگر متمایز می‌کند.

چرا این صنعت این‌قدر شکننده است

خط هوایی باید هزینه‌های بسیار بزرگ و تا حد زیادی ثابت را از پیش متقبل شود: خرید یا اجارهٔ هواپیما، بیمه، خدمه، و قرارداد فرودگاهی، صرف نظر از اینکه صندلی‌ها پر شوند یا نه. تقاضای مسافران هوایی هم به‌شدت به وضعیت اقتصادی، قیمت سوخت، و حتی ترس عمومی (پس از یک سانحه یا رویداد امنیتی) حساس است؛ ترکیب هزینهٔ ثابت بالا و تقاضای نوسانی، حاشیهٔ سود صنعت را به‌طور مزمن نازک نگه داشته.

سوخت جت به‌تنهایی می‌تواند بین ده تا سی درصد هزینهٔ عملیاتی یک خط هوایی را تشکیل دهد و قیمت آن در بازار جهانی نفت نوسان می‌کند؛ افزایش ناگهانی قیمت سوخت، حتی خط هوایی به‌ظاهر سالم را می‌تواند سریع به زیان بکشاند.

شوک‌هایی که صنعت را دوره‌ای زمین می‌زنند

حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در آمریکا سفر هوایی را برای هفته‌ها متوقف و برای سال‌ها کاهش داد و چند خط هوایی بزرگ آمریکایی را به ورشکستگی کشاند. بحران مالی ۲۰۰۸ و رکود پس از آن، و بعد همه‌گیری کووید-۱۹ در ۲۰۲۰ که پرواز مسافربری جهانی را برای ماه‌ها تا بیش از ۹۰ درصد کاهش داد، هر بار همین الگو را تکرار کردند: صنعتی که در روزهای خوب سود متوسط می‌سازد و در روزهای بد به کمک دولتی یا ورشکستگی پناه می‌برد.

بسیاری از خطوط هوایی بزرگ جهان، از جمله چند شرکت آمریکایی معروف، دست‌کم یک‌بار در تاریخشان اعلام ورشکستگی و بازسازی مالی کرده‌اند؛ در بسیاری موارد شرکت زیر همان نام به فعالیت ادامه داده و تنها ساختار مالی و مالکیتش تغییر کرده است.

چرا با این حال صنعت زنده مانده

این وضعیت را می‌توان یک معاملهٔ ضمنی خواند: صنعت هوایی سود عادی صنایع دیگر را به‌ندرت می‌سازد، اما در عوض به‌ندرت هم به‌طور کامل ناپدید می‌شود؛ خط هوایی بزرگی که ورشکسته می‌شود، معمولاً بازسازی و با ناوگان و شبکهٔ کوچک‌تر به فعالیت بازمی‌گردد، نه آنکه از صحنه حذف شود.

با وجود این تاریخ، صنعت هواپیمایی معمولاً از حمایت غیررسمی دولت‌ها برخوردار بوده — از کمک مالی مستقیم در بحران‌ها تا مالکیت دولتی خطوط هوایی ملی در بسیاری از کشورها — چون به‌عنوان زیرساخت حیاتی اقتصاد و گاه پرستیژ ملی دیده می‌شود. همین ترکیب حاشیهٔ سود نازک در بازار آزاد و حمایت گاه‌به‌گاه دولتی، الگویی است که تقریباً در تاریخ هر خط هوایی بزرگ جهان، از جمله در ایران، دیده می‌شود.