هاب و اسپوک
Hub and spokeفرودگاه و عملیات زمینی
در شبکهٔ هاب و اسپوک، شرکت هواپیمایی بیشتر پروازهایش را از یک یا چند فرودگاه مرکزی به نام هاب سازمان میدهد؛ مسافر بین دو شهر کوچکتر معمولاً باید از همان هاب رد شود، بهجای پرواز مستقیم.
چرا این مدل بهصرفه است
اگر شرکتی بخواهد بین بیست شهر پرواز مستقیم برقرار کند، به تعداد بسیار زیادی جفت مسیر نیاز دارد که هرکدام باید بهتنهایی پر از مسافر باشند تا سودآور بمانند. با جمع کردن مسافران بیست شهر در یک هاب مرکزی و پخش دوبارهٔ آنها از آنجا به مقصدهای نهایی، شرکت میتواند با هواپیماهای بزرگتر و پر روی مسیرهای اصلی پرواز کند و مسیرهای کمتقاضا را هم فقط با یک پرواز به هاب، نه به هر مقصد دیگر، پوشش دهد.
قیمت این کارایی را مسافر با زمان بیشتر پرداخت میکند: پرواز از شهر کوچک به مقصد نهایی اغلب طولانیتر از مسیر مستقیم فرضی است و ریسک از دست دادن پرواز اتصالی را هم دارد.
موجهای پرواز
بیشتر هابها برنامهٔ پروازشان را بهصورت موج (bank) میچینند: چند ده پرواز تقریباً همزمان از شهرهای گوناگون در هاب فرود میآیند، مدتی برای اتصال مسافر فرصت میماند، و سپس همان تعداد پرواز تقریباً همزمان به مقصدهای گوناگون برمیخیزند. همین موجها هستند که باعث میشوند ترافیک یک فرودگاه هاب در ساعات مشخصی از روز بهشدت اوج بگیرد و در فاصلهٔ میان دو موج نسبتاً آرام بماند.
هاب در برابر نقطهبهنقطه
در مقابل مدل هاب و اسپوک، شرکتهای کمهزینه معمولاً مدل نقطهبهنقطه (point-to-point) را ترجیح میدهند: پرواز مستقیم بین دو شهر، بدون اتصال رسمی و بدون تضمین بار در صورت از دست دادن پرواز بعدی. هر دو مدل همزمان روی یک فرودگاه ممکن است دیده شود، چون یک فرودگاه میتواند همزمان هاب یک شرکت و مقصد نقطهبهنقطهٔ شرکت دیگری باشد.